شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹

متن خداحافظی عاشقانه و رسمی و مجازی

متن های خداحافظی از عشق

ممکنه هر کدوم از ما شده که از دوستان و یا هر کسی که دوستش داریم جدا شیم ، به خاطر نقل مکان از هم دور شیم ، یا به هر دلیل دیگه ای باعث جدایی و دورریمون بشه ، یا شایدم مرگ یکی از عزیزانمون رو از ما جدا کرده باشه ، دقیقا تو این مواقع خیلیامون به دنبال متن های غمگین و خداحافظی بودیم… متن خداحافظی که خاص باشه و دقیقا حرف دلمون رو به طرف مقابل برسونه …  ، امروز از بهترین متن ها و جملات غمگین خداحافظی رو جمع آوری کردیم که امیدوارم براتون مفید بوده باشه ، ممکنه توی فضای مجازی هم این جملات رو با دوستان خود به اشتراک بءذارید ، خلاصه بعد خوندن متن ها خوشحال میشیم ، نظرات و پیشنهادات و انتقادات خودتون رو به ما انتقال بدید تا برای دفعات بعدی دست پرتر و بهتر بیایم .

متن خداحافظ از گروه

متن جدایی و خداحافظی

 

آدمی که واقعا بخواهد برود
بی حرف
بی کلام
وسایلش را جمع میکند از دلتان و میرود
طوری که انگار از اول نبود…
کسی که میگوید “خداحافظ”
گاهی یعنی راهم را سد کن
دستانم را بگیر!
بفهمید این را…
فرق رفتن ها را بفهمید
“خداحافظ” همیشه به معنای رفتن نیست…
گاهی یعنی مرا ببین که دارم از دست میروم…

کجاست عطرِ بهار نارنج
پاشو برخیز بخوان حافظ
وطن را جاىِ عشق آب برد
شقایق ها خداحافظ…

باران باشد
تو باشی
یک کوچه ی بی‌انتها باشد
به دنیا می‌گویم :
خداحافظ !

ترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ مرا باور نکردی می روم دیگر خداحافظ مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ

خدا لعنت کند بر واژه ها حتی خداحافظ !
که یعنی آتشی افتاده در من با خداحافظ !
سکوت افتاده مثل رعشه ای بر استخوانهایم
شبیه موج سرد ساحل دریا خداحافظ

متن عاشقانه و زیبا

خدا حافظ گل مریم گل مظلوم و پر دردم
نشد با این تن زخمی به آغوش تو بر گردم
نشد تا بغض چشمات رو به خواب قصه بسپارم
از این فصل سکوت و شرم غم بارون رو بردارم

التماس مال دیروز بود ! مال وقتی که ساده بودم !

امروز . . .

می خواهی بروی ؟

هیس !

فقط خداحافظ . . . !

هیچوقت ته حرفهاش نمیگفت خداحافظ
میگفت مراقبتم…
یه بار گفتم: تو خداحافظی کردن بلد نیستی؟
گفت:میترسم بسپرمت به خدا،خدا ازم بگیرَدِت…
تا خودم هستم چرا خداحافظ!؟
خودم حافظ…
خودم مراقبتم
خب…شما بودید عاشقش نمی شدید!؟

[مانلی آوین]

کاش درد آنقدر کوچک میشد
که پشتِ میزِ یک کافه مینشست ؛
چای میخورد
ساعتش را نگاه میکرد
و با عجله میگفت، خداحافظ …!

وقتی کسی ناگهانی وارد زندگیت می‌شه، باید همیشه آماده باشی تا همونقدر ناگهانی ترکت کنه. کاش، اونقدر قدرت داشتم تا مدت حضور آدمای توی زندگیم رو خودم تعیین کنم. اونوقت به بعضیا سلام نکرده، پشت می‌کردم و بعضیا رو واسه شنیدنِ «خداحافظ»، حسرت به دل می‌ذاشتم.
حس بدیه اینکه هرگز درجه‌ی اهمیتت رو توی زندگی کسی که بهش فکر می‌کنی نفهمی…

پویا جمشیدی

متن خداحافظ رفیق

متن خداحافظی

از همین می ترسم…
به یه چیزی یا کسی عادت میکنی.
اونوقت اون چیز یا اون کس قالت میگذاره. اونوقت دیگه چیزی برات باقی نمیمونه…
میفهمی چی میخوام بگم؟
اونهایی رو که میگذارن و میرن رو دوست ندارم…
اینه که اول خودم میگذارم میرم…
این جوری خاطر جمع تره…

رومن گاری ‌~ از کتاب خداحافظ گری کوپر

متن زیبا خداحافظی طولانی

 

آبی ما قرار نیست برای هم بمانیم. قرار نیست خیابان‌هایی که باهم رفته‌ایم را دوباره و سه باره قدم بزنیم. قرار نیست هر بار که دیر میرسی با دیدن بلیط اضافیِ سینمایی که توی دستم عرق کرده بزنم زیرِ گریه. قرار نیست تا همیشه حالتِ لبخندت را از پشتِ تلفن حدس بزنم. تا همیشه بویم را روی کمربند ایمنی ماشینت که یک روز با شاسی‌هایی که برای قد کوتاهم زیادی بلند است دور می شود جا بگذارم.
قرار نیست که چراغ های اتوبان امام علی تا همیشه، مرا یاد خانه ات در همان حوالی با چراغ هایی که رأس ساعت ده شب خاموش می شدند بیندازد.
آبی ما قرار نیست برای هم بمانیم. قرار نیست دست‌هایمان تا ابد توی هم گره بخورد و نشود که بهم رو دست بزنیم. قرار نیست دوباره با همان صدای ِ روزهای اولت برایم سعدی بخوانی و من توی دلم بغض کنم و برایت تکست بزنم «جانِ رفته از بدنم شدی…»
آبی ما رفتنِ یک دیگر را خوب می‌بینیم و میشود که حوصله‌ی سر برگرداندن نداشته باشیم. می شود که خیابان های فرعی را برای زودتر دور شدن انتخاب کنیم و ثانیه شمارِ چراغ راهنمایی را در شماره ی پنج رد کنیم.
ما قرار نیست شانه به شانه بمانیم آبی و یک روز سایه‌هایمان عریض و جدا افتاده از هم، بدونِ اینکه چیزی درونمان مچاله شود از همین خیابان ها می گذرند.
آن وقت من کتاب‌هایم را توی کوله پشتی‌ام میریزم و لابد توی دلم می گویم خوب فراموشت کرده ام.
حتی آن روز را که توی کوچه‌ی نیمه تاریک دنده عقب رفتی و من به چراغ‌های ماشینت نگاه میکردم و داریوش میخواند «هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه»،
حتی آن روز را که برادرت توی پادگان تیر خورده بود و توی فیس بوکت از گروس نوشتی و گفتی «همان انگشت که ماه را نشان میداد ماشه را کشید» و بعدش شانه هایم را خواسته بودی، دست‌هایم را، بودنم را.
تو شانه‌های لاغر و دست‌های کوچکم را فراموش میکنی آبی. تو یادت میرود زبانم موقع تلفظ کدام حروف میگرفت و حرف‌هایم را میسپاری به باد هوا. تو دست می‌اندازی دور گردن دخترهایی با شالگردنِ سمور و یادت می رود که یک روز با عصبانیت و سرعت زیاد از دست‌اندازهای خیابان گذشته بودی و پیشانی‌ام شکست. تو با دخترهای کفش سیصد دلاری به پا توی مهمانی میرقصی و یادت نمی‌آید که من با کفش‌های داخلی ملی انقلاب را با تو دویده بودم.
ما قرار نیست برای هم بمانیم آبی.
قرار نیست.
و من که هنوز سعدی را بیشتر از حافظ دوست داشته‌ام، به جای خداحافظ برایت یادداشت میگذارم : «رفتم».

الهه سادات موسوى

صبح بخیر عاشقانه

دلتنگ روزهایی هستم که معنای خداحافظ
تا فردا بود

سلام
ببخش اگه نبودم اونی که میخواستی
دوست داشتم باشم
بلد نبودم
تو هم دیگه فکر من نباش
غصه نخور
خوبم
خیال کن دیونه یه شب خوابید تو حوض خالی ، مورچه ها خاک ریختن روش، کلاغ واسش مرثیه خوند، برف اومد.
همه یادشون رفته منو …
حالا که تموم شده بذار این خط آخر نامه بگم‌برات ؛ می ارزید
اون روزا به این شبا می ارزید
گفتم که بدونی پشیمون نیستم
فقط دیگه نیستم
خستم
میخوام چارتا پاییز بخوابم
همه میگن آبروم رفته
منم میخندم و میگم همینه آبروم .
خدافظ …

همیشه دوست داشتن یکی باشه که اگه بگم خدافظ
در جوابم بگه:کجا؟!
_ناراحتم، درست
_عصبیم_درست
_حوصله ندارم، درست
_اما تو حق رفتن نداری
_بری دلم تنگ میشه:)
_میفهمی؟؟

متن خداحافظ از دوستان مجازی

 عکس صبح بخیر

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم
در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از این دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار
منو از خاطره کم کن ٬ تا ابد خدا نگهدار.
.

میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی
ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری
که با خدا حافظی بعضی ها از چشمت جاری میشه

حالا که رفتنی شده ای !
باشد قبول لااقل این نکته را بدان
آهن قراضه ای که چنان گرم گرم گرم در سینه می تپید دلم بود
نا مهربان خداحافظ

متن خداحافظی عاشقانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.