موفقیت

اعتیاد به کار | علائم افراد معتاد به کار

کسب و کار ، علائم بارز افراد معتاد به کار در خدمت شما هستیم. با ما همراه باشید.

 

 

مقاله در مورد اعتیاد به کار

درمان اعتیاد به کار

 

 

علائمی که نشان می‌دهند به کارتان اعتیاد دارید

لذت بردن از کار یک چیز است و اعتیاد به کار یک چیز دیگر! اعتیاد به کار علائم انکارناپذیری دارد که برای‌تان می‌گوییم.

 

اولین نفری هستید که به محل کارتان وارد و آخرین نفری هستید که از آنجا خارج می‌شوید

 

شاید دوست داشته باشید صبح زود قبل از اینکه همکاران بیایند و سلام و احوالپرسی‌ها و آمد و رفت‌ها شروع شود برای کارتان آمده شوید و عصر هم وقت مناسبی برای‌تان باشد که در سکوت و خلوت، کارهایی که باید فردا انجام دهید را سازماندهی کنید، اما هر دو حالت اگر مدام تکرار شوند می‌توانند علامت اعتیاد به کار باشند. زیاد کار کردن شما را خسته و بیمار و فرسوده خواهد کرد. ضمنا مطالعات نشان می‌دهند ساعت‌های طولانی کار کردن لزوما به این معنی نیست که این ساعت‌ها مفید و کارآمد باشند. شما باید بعد از پایان ۸ ساعت کاری، فعالیت کاری‌تان را تمام کنید تا تعادل سالم و درستی بین کار و زندگی‌تان برقرار باشد.

 

غیر از ساعات کاری هم به کارتان فکر می‌کنید

روزهای تعطیل به یک دلیل وجود دارند: که بتوانید استراحت کنید. اگر در یک روز تعطیل در کنار ساحل، استرس یک ضرب العجل کاری را که در شرف وقوع است دارید، یا حین دوچرخه سواری هم سعی می‌کنید به یک تماس کاری پاسخ بدهید پس احتمالا مشکلی دارید.

 

وقتی محل کارتان را ترک می‌کنید سعی کنید تمام ابزار کاری را از دسترس‌تان دور کنید. برخی از کارشناسان حتی توصیه می‌کنند چک کردن ایمیل‌ها را به سه بار در روز محدود کنید: یک بار وقتی به دفتر کارتان رسیدید، یک بار بعد از ناهار و یک بار هم قبل از ترک محل کار. بیش از حد درگیر و مشغول کار شدن باعث می‌شود بودن در زمان حال را فراموش کنید.

 

مراقب سلامتی‌تان نیستید

مدام احساس ناخوشی می‌کنید؟ ممکن است علتش زیاد کار کردن باشد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند آنهایی که اعتیاد به کار دارند بیشتر در معرض تعدادی از ناهنجاری‌های فیزیکی و روانی‌اند، شامل دیابت نوع دوم، حمله قلبی، افسردگی، فرسودگی روانی و اضطراب. اگر با وجود بیمار بودن همچنان در محل کارتان حاضر شوید ممکن است اشتباهاتی بکنید یا کارآمدی چندانی نداشته باشید. اعتیاد به کار می‌تواند باعث شود برای ناهار یک فست فود را انتخاب کنید که بتوانید سریع‌تر به کارتان برگردید و یا از رفتن به باشگاه فرار کنید چون تصمیم گرفته‌اید که تا دیر وقت در دفتر کارتان بمانید. اگر مراقب سلامتی‌تان باشید هم بدن‌تان از شما ممنون خواهد بود و هم رئیس‌تان!

 

احساسی که نسبت به خودتان دارید شدیدا وابسته به موفقیت‌های شغلی‌تان است

این خیلی خوب است که موفقیت‌ها و پیشرفت‌های کاری‌تان را جشن بگیرید اما اگر شادی شما وابسته به آنها باشد پس حتما مشکلی وجود دارد. یک فرد معتاد به کار نسبت به تائید‌هایی که از مافوقش، همکارانش و یا مشتریانش دریافت می‌کند بسیار وابسته است. کسی که به کارش اعتیاد دارد برای اینکه بفهمد کارش را چقدر درست انجام می‌دهد منتظر معیارهای بیرونی مانند ارزش یابی‌های سالیانه یا شش ماهه می‌ماند. این خیلی مهم است که خارج از حیطه‌ی کاری‌تان هم چیزهایی پیدا کنید که به شما احساس موفق بودن و خوب عمل کردن بدهند، مثلا یک کلوب هفتگی کتاب یا یک تیم فوتبال!

 

خارج از کارتان هیچ سرگرمی و تفریحی ندارید

در ادامه‌ی مورد بالا، اگر هدف‌ها و موفقیت‌های شغلی‌تان تنها چیزی باشند که به شما انگیزه‌ی صبح زود بیدار شدن بدهند پس زمان آن است که در الویت‌های‌تان تجدید نظر بکنید. سرگرمی‌ها و تفریحاتی پیدا کنید که کارتان هیچ دخل و تصرفی درآنها نداشته باشد، مثلا پرونده‌ای که در حال کار کردن روی آن هستید را با خود به پیک نیک نبرید! زمانی که تمام وقت‌تان را در محل کارتان سپری نکنید و در بیرون از محل کار هم مشغله‌های کاری ذهن‌تان را درگیر نکنند، میزان خوشنودی شما از زندگی هم روز به روز بیشتر خواهد شد.

 

هیچوقت از عملکرد شغلی‌تان راضی نیستید

فرد معتاد به کار هرگز نمی‌داند چه زمانی کافی واقعا کافیست! او همیشه سعی دارد شور همه چیز را درآورد و تمام توجه و تلاشش روی رسیدن به حد نهایت است، زیرا واقعا نمی‌داند موفقیت برایش چه تعریفی دارد! یعنی یک کمال گراست که به تمام جزئیات توجه دارد، هر چند این ویژگی گاهی می‌تواند مفید باشد اما اگر کنترل نشود ممکن است فرد ساعت‌ها در دفتر کارش بماند و در استرسی شدید و رام نشدنی غرق شود. بهتر است رویکرد سالم‌تری در پیش بگیرید و همیشه بدانید چه زمانی باید توقف کنید و ارزش دست آوردهای‌تان را بدانید، درست همانطور که دست آوردهای دیگران در نظرتان بزرگ جلوه می‌کنند.

 

هرگز به رئیس‌تان «نه» نمی‌گویید و هیچوقت هم به دوستان‌تان «بله» نمی‌گویید

اگر دوستان‌تان به شما بگویند: «ما هیچوقت تو را نمی‌بینیم» یا «تو همیشه سرت شلوغ است»، پس علامت هشداری است که می‌گوید به کارتان معتاد شده‌اید. این خیلی خوب است که پروژه‌های بیشتری در کارتان به شما محول شود اما این هم مهم است که بدانید چه زمانی دارید از خودتان زیادی کار می‌کشید. از اینکه مقابل رئیس‌تان بنشینید و برایش توضیح دهید حجم مسئولیت‌های فعلی‌تان اجازه نمی‌دهد مسئولیت جدیدی را قبول کنید نترسید.

 

در برنامه‌های روزانه‌تان، محدودیت‌های زمانی برای فعالیت‌های شخصی و اجتماعی‌تان در نظر بگیرید. با این کار می‌توانید بعد از یک روز کاری طولانی، مدتی را هم به استراحت و تنفس هوای تازه و بودن در کنار خانواده بپردازید.

 

هرگز خودتان را معتاد به کار نمی‌دانید

درست مانند هر نوع اعتیاد دیگری، یکی از متداول‌ترین علامت‌های اعتیاد به کار این است که فرد معتاد آن را قبول ندارد. تحقیقات نشان می‌دهد آنهایی که به شوخی و تمسخر خودشان را معتاد به کار خطاب می‌کنند در واقع معتاد به کار نیستند. معتاد به کار مانند معتاد به الکل معمولا انکار می‌کند که مشکلی دارد. این افراد معمولا از چیزی در درون‌شان فرار می‌کنند، چیزی که از وجود آن آگاه نیستند.

 

اختلال اعتیاد شغلی و علائم اعتیاد به کار

وقتی در حال مطالعه ی این مقاله بوده و احساس کردید که مطالب آن در مورد شما صدق می کنند، احساس تنهایی نکنید، افراد زیادی مانند شما وجود دارند و در این میان تنها نیستید!

 

این روزها مدیران اجرایی در اطراف خود با چالش های بیشماری روبرو هستند. این افراد می بایست با اتکا به انتخاب های آگاهانه میان زندگی شغلی و شخصی خود تعادل ایجاد نمایند.

 

یکی از بزرگترین دغدغه های شاغلین در محیط کار به همین امر بستگی داشته و به راحتی می تواند سلامت جسمی و ذهنی آنها را تحت الشعاع قرار دهد.

 

باید توجه داشت که انبوه مشکلات عدیده ای که در پی اعتیاد به کار ایجاد می شوند نه به نوع شغل فرد مورد نظر بستگی دارند و نه به جنسیت وی. در حقیقت این مشکل می تواند برای کلیه افرادی که در شرکت ها، و سازمانهای دولتی مشغول به فعالیت هستند و یا حتی کسانی که به طور شخصی برای خود در هر حرفه ای کار می کنند، ایجاد شود. در ارزیابی های اجرایی به منظور پی ریزی استراتژی های کاربردی برای رفع این اختلال که با عنوان “آموزه های صنفی” معرفی می گردد، افراد شاغل از سراسر جهان مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. به همین دلیل وقتی در حال مطالعه ی این مقاله بوده و احساس کردید که مطالب آن در مورد شما صدق می کنند، احساس تنهایی نکنید، افراد زیادی مانند شما وجود دارند و در این میان تنها نیستید!

 

 

اعتیاد به کار چیست؟

دلایل اعتیاد به کار

 

 

بسیاری از مراجعین من افراد با استعداد و مدبری در حیطه شغلی خود هستند. توجه کنید که اعتیاد کاری نتیجه ی خواست فردی، بی استعدادی، نبود تحصیلات کافی، اشکالات اخلاقی و یا خانوادگی نیست. در بسیاری از نمونه ها تعداد زیادی از افرادیکه به این اختلال دچار می شوند، خودشان هم از مشکل خود بی اطلاع اند. تنها چیزی که می دانند این است که زندگی دیگر برایشان جذابیت ندارد و این امر هم به محیط کار و هم به خانه بسط پیدا می کرد.

 

در برخی از نمونه های دیگر هم افراد به موفقیت های بسیار زیادی می رسند، اما این موفقیت ها توانایی جلب رضایت آنها را ندارد.

 

کسی که به کار کردن معتاد می شود، سعی می کند هر روز سختتر از روز گذشته کار کند و به موفقیت های بیشتری برسد، چرا که نمی تواند لحظه ای استراحت کند، وقایع اطراف خود را احساس کند، و بوی موفقیت های امروز خود را استشمام نماید. این برنامه های فشرده ی کاری نشات گرفته از عوامل درونی تر نظیر احساس ناامنی و تصویر مخرب ذهنی شخصی باشد.

 

در بسیاری از موارد رفتارهای فرد معتاد به کار شامل تحمیل کردن کارهای زیاد به خودش است. متاسفانه این افراد درک صحیحی از شخصیت درونی خود ندارد. در برخی موارد دیده شده که با استفاده از دارو و یا الکل سعی در التیام بخشیدن آلام خود دارند و می خواهند از این طریق خودشان را کنترل کنند و تا می توانند از احساسات فاصله بگیرند.

 

اعتیاد کاری در مقایسه با سخت کوشی

مهم است که تفاوت میان این دو مطلب را بدانیم. برخی از افراد تیپ “A” هستند و در واقع شخصیت آنها به گونه ای است که به شدت سخت کوش می باشند. این افراد هم کار خود را به خوبی انجام می دهند و هم از اوقات فراغت خود نهایت استفاده را می برند. اما در عین حال یک مرز معین میان مسائل کاری و مسائل شخصی کشیده اند.

 

از سوی دیگر هیچ یک از این امور در مورد کسی که دچار اختلال کاری است صدق نمی کند. زمانیکه فرد معتاد به کار متوجه مشکل خود می شود، تصور می کند که کنترلی بر روی زندگی خود ندارد و همه چیز به شغلش بستگی دارد و نمی تواند حدود مشخصی را میان حوزه ی کاری و حیطه ی شخصی زندگی خود قائل شود. علاوه بر تعداد بیشماری از عواقب منفی که این امر در بر دارد، آنها در تمام طول عمر خود همچنان از الگوی غلط کاری پیروی می کنند و به آن ادامه می دهند. درست مانند سایر موارد اعتیاد، بی توجهی شرایط را بدتر می کند و همین امر باعث می شود که افراد مبتلا به این اختلال توانایی کمک گرفتن از دیگران را نداشته باشند.

 

بی توجهی مانند مانعی دید آنها را نسبت به وقایع و حقایق زندگی مسدود می کند و سبب می شود که تشخیص درستی از مسائل شخصی پیرامون خود نداشته باشند. معمولاً در حادترین حالت اختلال این افراد دچار نوعی حس خود برتر بینی می شوند که مصادر آن هم در زندگی شغلی و هم در حیطه ی شخصی نمود پیدا میکند. “کار” آنها تبدیل می شود به “شخصیت” آنها و تصور می کنند کارشان می گوید که چه کسی هستند، نه اینکه کار صرفاً فعلی باشد که انجام می دهند.

 

ارزیابی سندرم اعتیاد به کار

متاسفانه در وضعیت اجتماعی حال حاضر ممکن است فردی که مبتلا به اعتیاد شغلی است مورد تشویق و حمایت قرار بگیرد، چراکه کارفرمایان با زندگی خصوصی این افراد ارتباط برقرار نکرده و از مشکلات آنها آگاهی ندارند. ضرر و زیانی که این تشویق ها به بیماران وارد می کنند، زیاد بوده و غیر قابل جبران می باشد. آنها با این تشویق ها بیشتر کار می کنند، سود بیشتری به شرکت ها می رسانند، و ضررهای بیشتری را به جان می خرند و تا آنجایی که عواقب جبران ناپذیری را تجربه نکنند، دست از کار نمی کشند. اگر همکاران به یک چنین افرادی کمک کنند، آنها این توانایی را پیدا می کنند که در آینده هم در زمینه شغلی و هم شخصی خیلی مفیدتر باشند.

 

در دنیای تجارت امروزی که خرید شرکت و یا موسسه توسط کارمندان، ادغام شرکت ها، تصاحب عمده سهام شرکت ها، و اخراج خدمه رواج زیادی پیدا کرده، شاید دور از انتظار نباشد که ببینیم شرکت ها و ارگان ها جاهلانه افراد مبتلا به اعتیاد کاری را تشویق می نمایند.

 

بسیاری از شرکت های بزرگ همچنان در جهالت و بی توجهی غرق شده اند و نمی دانند که چه مشکلات بزرگی این افراد را تهدید می کند. این مشکلات می توانند از نبود دلگرمی در این افراد شروع شده و تا آزار و اذیت فردی، استرس بیش از اندازه، و سایر مشکلات شخصی مانند طلاق و در نهایت ترک کار ادامه پیدا می کند. چنین شرایطی می تواند به سرعت استرس و تنش بی شاعبه ای را در فرد ایجاد کند و باعث ایجاد هرج و مرج و آشفتگی در محیط کار او شود.

 

کسانیکه دچار اختلال اعتیاد به کار هستند تصور می کنند که همواره در حال راه رفتن بر روی لبه ی تیغ هستند. آموزش نحوه ایجاد تعادل در زندگی می تواند به طرز باور نکردنی دورنمای ارزشمندی از زندگی شغلی و شخصی را در اختیار این افراد قرار دهد.

 

سوالات کلیدی که افراد معتاد به کار می توانند بر طبق آن خود را شناسایی کنند، به شرح زیر است:

 

فهرست موردی سندرم اعتیاد به کار

۱- چند ساعت کار می کنید و چه میزان از وقت خود را با دوستان و خانواده ی صرف می کنید؟ آیا برنامه ریزی های کاری شما برای مسائل اجتماعی و خانوادگی شما مشکل ایجاد کرده است؟

 

۲- آیا زمانیکه نوبت به محدودیت تعیین کردن برای کار می رسد قدرت خود را از دست می دهید؟ وقتی صحبت از زودتر به خانه رفتن و صرفنظر کردن از کار به میان می آید احساس می کنید که کنترل و اختیار ندارید؟

 

۳- آیا نمی توانید به خوبی از “ثمره” کارهایی که انجام داده اید لذت ببرید و علیرغم تمکن مالی و افتخار شغلی از زندگی خود راضی نبوده و از آن لذت نمی برید؟

 

۴- آیا زیر قول هاییکه به خود، خانواده، و دوستانتان داده اید می زنید؟ و به خاطر مسائل کاری برنامه مسافرت و غیره را بر هم می زنید؟

 

۵- آیا در زمینه واگذار کردن کارها به دیگران وسواس پیدا کرده اید؟ نمی توانید ذهن خود را از روی مسائل شغلی منحرف کنید؟

 

۶- آیا الگوی کاری شما اجازه ی لذت بردن از کارهایی که قبلاً خوشحالتان می کرد، مانند: مسافرت رفتن، ماهیگیری، ورزش، موزه، و مطالعه را به شما نمی دهد؟

 

۷- زمانیکه در تعطیلات به سر می برید، برایتان خیلی دشوار است که از کار دل بکنید و بی اختیار با استفاده از: تلفن، لپ تاپ، و ییجر باز هم خود را درگیر مسائل کاری می کنید؟

 

۸- آیا سلامت خود را به دلیل ساعات متمادی کاری در خطر می بینید؟ آیا با اینکه پزشک، مشاور و یا همکارتان به شما گوشزد کرده که بهتر است کمی استراحت کنید، همچنان به خودتان فشار می آورید؟

 

۹- خیلی زود عصبانی می شوید و از کوره در می روید؟ آیا اطرافیان به همین دلیل تمایلی به برقراری ارتباط با شما ندارند؟ آیا احساس می کنید که عوض شده اید؟

 

۱۰- آیا تا کنون اتفاق افتاده که بخواهید کار زیاد را کنار بگذارید، اما نتوانسته باشید و همچنان ساعات متمادی در محیط کار خود باقی مانده باشید؟ یا شده به خودتان قول بدهید که ساعات بیشتری را در خانه بمانید، و یا به باشگاه بروید، اما موفق به انجام یک چنین کاری نشده باشید؟

 

اگر پاسخ شما به ۳ مورد (یا بیشتر) از سوال های فوق مثبت باشد، به احتمال زیاد دچار اختلال اعتیاد کاری هستید.

 

سعی نکنید خودتان به شخصه و بدون اینکه از دیگران کمک بگیرید، مشکلتان را حل کنید. نصایح یک مشاور حرفه ای در این زمینه بسیار سودمند خواهد بود.

افرادی که کوچکترین علائم این اختلال دارند با مشکلات بیشماری روبرو هستند و نمی توانند به تنهایی از عهده آن برآیند؛ اما مهمترین گام پذیرفتن مشکل و پیدا کردن اعتماد به نفس کافی برای کمک گرفتن است.

 

 

شوهر معتاد به کار

درمان اعتیاد به کار

 

اعتیاد به کار | علائم افراد معتاد به کار

 

منبع : میگنا / عصرایران / برترین ها

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا