مردان منزوی | با همسری که اجتماعی نیست چه کنیم
مردان منزوی : یکی از مسائل مهم ازدواج و همسرداری ، کنار آمدن با اخلاق های بد فردی است. چگونه با مرد منزوی کنار بیاییم ؟ با چه مردانی نباید ازدواج کرد ؟ در اینجا با مقاله ای درباره همسران منزوی در خدمت شما هستیم. با ما همراه باشید.
با چه پسرانی نباید ازدواج کرد , مردان منزوی
همسرانی که ایام عید را تلخ می کنند
زندگی با یک همسر منزوی و گوشه گیر کسالت باراست. کسی که تنهایی را به در جمع بودن و رفت و امد ترجیح میدهد اما همین مساله باعث اختلافات شدیدی در بین برخی از زوجین می شود مخصوصا با نزدیک شدن به ایام عید این اختلافات شدت بیشتری پیدا می کند.
در یک رابطه زناشویی ممکن است زن گوشه گیرو مرد معاشرتی باشد و یا بالعکس اما به هر ترتیب در چنین رابطه ای آن طرفی که اهل معاشرت و رفت و امد است شرایط برایش به مراتب سخت تر خواهد بود چرا که از طرفی تمایل دارد که با همسرش به مهمانی و تفریح برود و چون همسرش دچار شخصیت گوشه گیر و منزوی است یا مجبور است تنهایی همه جا برود و یا به کل قید تفریحات اجتماعی را بزند که در هر صورت چنین شرایطی برایش آزار دهنده است اما راهکار برای حل اختلافات این زوجین چیست ؟ ریشه انزواگری در افراد گوشه گیر چیست؟نحوه بخورد این زوجین با یکدیگر چگونه باید باشد ؟
ما برای بررسی کارشناسانه ی این مسئله با سرکار خانم فلاح روانشناس و مدرس مهارت های زندگی گفتگویی را انجام دادیم.
با یکدیگر گفتگو کنید
سرکار خانم فلاح روانشناس و مدرس در زمینه اختلاف زوجین در این مسئله می گویند: تصور کنید در یک رابطه، آقا اهل رفت و امد و معاشرت نیست اما خانم رفت و امد را دوست دارد لذا این دو نفر بایکدیگر موافق نیستند اما باید بدانیم که اولین فاکتور یک خانواده ی سالم این است که آدم ها راجع به تفاوت ها و علائق متفاوتی که نسبت به یکدیگر دارند با هم گفتگو کنند.بنابراین این دو نفرباید در موقعیتی که از هم خواستی ندارند، زمانی که وقت بیرون رفتن نیست و اصلا به مهمانی دعوت نشدند ، وقت بگذارند و با یکدیگر صحبت کنند که البته گفتگو کردن هم باید در شرایطی باشد که هیچ کدام از طرفین قصد سرزنش کردن، تحمیل عقاید، مقایسه کردن و تحقیر کردن یکدیگر را نداشته باشند چرا که اگر در گفتگو، کنترل گری پیش بیایید طرف مقابل مقاومتش بالا می رود و می خواهد آن وضعیت را ادامه دهد.
ریشه انزوا گری ها کجاست؟
ایشان می فرمایند: نکته ی مهم این است که دو نفر باید اوقات خوشی را در کنار هم سپری کنند که از کنار هم بودن و تنها بودن لذت ببرند به طوری که به فرض آقا که تنها بودن با همسرش را کافی میداند احساس کند که این تنها بودن ازطرف همسرش مورد احترام است و همسرش حالت طلبکارانه در این فضا قرار نمی گیرد که در این صورت آقا دلش می خواهد که این رفتار همسرش را جبران کند یعنی حتی اگر اهل معاشرت نیست اما یک جاهایی بخاطر همسرش این کار را می کند و سعی می کند در جمع قرار بگیرد اما باید بدانیم که مسئله به این سادگی ها هم نیست چرا که گاهی درک طرفین از یکدیگر بسیار پایین است و گاهی این انزوا گری ها ریشه دار است. ممکن است ریشه ی انزواگری اضطراب هایی باشد که فرد در جمع به سراغش می آید و وقتی در جمع حاضر می شوند مدام ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن را دارند یا بدبینی هایی دارند و یا باورهایی از گذشته به آنها وارد شده که این افراد را در جمع معذب می کند مثلا اینکه این افراد دوست ندارند در جمع حاضر شوند شاید به این علت است که در دوران نوجوانی وقتی در جمعی قرار گرفتن مورد تمسخر واقع شدند و این باعث شده است که کمتر در جمع قرار بگیرند و در واقع ” دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد” می شود شعار این افراد.
متاسفانه این افراد هنگام ازدواج به این تفاوت ها برای انتخاب همسرآینده شان دقت نمی کنند و همسری را انتخاب می کنند که از نظر تفریحات اجتماعی و نوع معاشرت کاملا با خودشان متفاوت است که این مسئله میتواند مشکل آفرین باشد که البته همانطور که گفتیم باید وقت بگذارند و گفتگو کنند.
اندر مشکلات معاشرتی بودن!
در صورتی که انزوا گری طرف مقابلتان ریشه دار نبود ممکن است عوامل دیگری باعث معاشرتی نبودن همسرتان شده باشد . فلاح به برخی دیگر از عوامل منزوی بودن و گوشه گیری اشاره کرد و یاد آور شد : برخی از افراد منزوی و گوشه گیر معتقدند ، با مردم رفت و امد کردن مشکلات زیادی دارد چرا که اگر مهمانی بروی باید مهمانی بدهی، اگر هدیه ای به شما بدهند باید برایشان هدیه بخری و… بنابراین باید هزینه کرد حالا تصور کنید مردی در امدش پایین است یاصرفه جو بزرگ شده است، در اینصورت سعی اینکه یک فردی تمایلی به رفت و امد ندارد چند گانه است که البته این با گفت و گو حل می شود و با بیان مشکلات و علت های منزوی گری دو نفر تو جیه می شوند که در دورنیات طرف مقابل چه چیزی است .
میکند برای محافظت کردن از درامدش رابطه اش را کم کند و یا گاهی دلیل معاشرت نکردن ها می تواند ناشی از چشم و هم چشمی ، مقایسه کردن با دیگران و تحت تاثیر قرار گرفتن از زندگی دیگران باشد این باعث می شود که یکسری رفتارهاری هیجانی (مثلا از طرف خانم) باعث شود که پیامدهای بلند مدت قاطعانه ای در همسرش به وجود بیایید . به عنوان مثال یک زمانی مردی به هیچ عنوان تمایلی به رفت و امد ندارد چرا که همسرش به شدت تحت تاثیر ظواهر دیگران قرار میگیرد و با هر رفت و امدی میخواهد خودش را با دیگران مقایسه کند که فلانی ماشینش را عوض کرد چرا ما نکنیم، فلانی دارند میروند مسافرت چرا ما نمیرویم و … بعد این آقا که می بیند همسرش خیلی مقایسه می کند و خیلی چشم و هم چشمی دارد و به سادگی تحت تاثیر زندگی مردم قرار میگیرد آنوقت ترجیح می دهد که با کسی رفت و امد نکند.
بنابراین اینکه یک فردی تمایلی به رفت و امد ندارد چند گانه است که البته این با گفت و گو حل می شود و با بیان مشکلات و علت های منزوی گری دو نفر تو جیه می شوند که در دورنیات طرف مقابل چه چیزی است .
فلاح افزود: گاهی این اختلافات بین زن و مرد شدت پیدا می کند بنا به این دلیل که هر دو شدیدا اصرار دارند که فرد مقابل را تغییر دهند بدون اینکه درک کنند که طرف مقابلشان از چه زاویه ای به موضوع نگاه می کند و من باید چه تغییراتی بکنم! متاسفانه چون این دقت نظر اتفاق نمی افتد این دو نفر مدام در این گفت ها آزرده و آزرده تر می شوند و از رسیدن به تفاهم دور می شوند پس با توجه به نزدیک شدن ایام عید به جای آنکه اوقات و روزهای خوب باهم بودن را تلخ کنیم یاد بگیریم که چگونه باهم گفتوگو کنیم که البته این مسئله نیاز به مهارت و یادگیری و اموزش دارد تا به تدریج مهارت گفت و گو کردن را کسب کنیم…
مردان نامناسب برای ازدواج
عقد کرده مردی منزوی هستید؟
گاهی حوصله مرا هم ندارد، دلش میخواهد تنها باشد، اما من زن گرفتهام تا از تنهایی درآیم. به خودش هم گفتهام اگر قرار بود تنها باشی، چرا ازدواج کردی؟ از وقتی یادم میآید اهل رفت و آمد بودم. روزی نبود که در خانه باشم، یــا با خـانوادهام بیرون بودیم یـا مهمان داشتیم یا با دوستانم به گشت و گـذار بودم. همیشه دلم میخـواست همسری مانند خـودم داشته باشم تـا همراه و همگام من در جمع باشد، ولی نمیدانم چرا به پای عشق در یک نگـــاه سوختم. دلم نمیخواهد ناراحتش کنم، اما دیگر از این وضع و بیحوصلگیهایش خسته شدهام …
دمی سکوت و تنهایی و دیگر هیچ …
دلتان نمیخواهد در جمع و چشم باشید. این را به همسرتان هم گفتهاید، ولی او درست برخلاف شما به مناسبتهای مختلف جشن میگیرد و به قــول خودتان ادای آدمهـای خوشبخت را در میآورد. حتی دوران عقد را رویــایی کرده و گهگاه با حضور دوستانش شب شعر میگیرد یا شما را به ضیافتهای ناگهانی دعوت میکند و چقدر عصبـانی میشوید. بیشتر از اینکه قـبلاً گفتهاید دوست ندارید، امـا او هم دلیل دارد و آن اینکه زندگی را اینگـونه دوست دارد.
به نظر شما زیاد هم جالب نیست آدم بخواهد همیشه در اختیار خود و دلش قرار بگیرد، پس آرامش و سکوت کجاست. دلتـان برای تمام اوقــات مجـردی تنگ شده، همـه آنوقتهـایی که خـودتان را با کتاب و فیلم مشغــول میکردید و کسی سراغتان را نمیگرفت، ولی قبول کنید حال که عقد کردهاید بهترین فرصت را برای تمرین و رهـایی از عادات قبل خواهید داشت، پس به تدریج شروع کنید.
چه شود؟
فکـرش را بکنید همسران در معاشرت به تفــاهم نرسند؛ درست زمانی که مرد یا زن دلش میخـواهد همسرش در حضـور همکاران و اقوام باشد و ازدواج خود را اعلام کند، همسرش هوس تنهایی به سرش بزند و تازه این دفعه اول و آخرش هم نباشد. هر بار به یک بهانه از حضور در جمع طفره برود و یا با عذرهایی نابهجا از جماعت دور شود. یا همسری که تمام وقتش به کــار و درس گذشته و همه دوستانش همان همکلاسیهای دانشگاه یا همکارانش هستند نمیتواند به یکباره از عادات خود دور شود و بشود یک ایدهآل اجتماعی برای نیمه گمشدهاش. به تدریج این رفتارها در دوران عقد تأثیر میگذارد و شیرینی این ایام با تلخی بحثهای تکراری و جوابهایی چون «همینه که هست» طی میشود. هیچکدام از طرفین هم حاضر نیست اشتباه خود یا همان عـادت مرسوم خویش را بررسی کند و به فکر چاره بیفتد. مـعاشرت گرچه خوب است و از الزامات دوران عقد، اما دلیل نمیشود تــازه عروس و داماد به اجبار به آن تن دهند، آن هم زمانی که هنوز جرئت و شجاعت و روابط برخورد با هم را کسب نکردهاند.
علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
دلیلش را به راحتی میتوان یافت؛ عدم شناخت از هم. فقط کافی است قبل از عقد و ازدواج با خود و طرف مقابلتان رو راست باشید. اگر به انزوا عادت کردهاید و حضور در جمع آزارتان میدهد یا از سر و صدا بیزارید یا دلتان میخواهد هر روز با یک برنامه خاص برای همنشینی و جمعهای دوستانه و فــامیلی وقت بگذارید، لطفاً بازگو کنید تـا مشکلات چون تردید در انتخاب و یا دشواری تصمیمگیری را نداشته باشید. فقط با خود و او صادق باشید.
آشنایی با زندگی مردان منزوی
اگر مرد منزوی ازدواج کند، موازی با همسرش زندگی می کند نه کنار او. او به زندگی خودش می پردازد و عقیده دارد همسرش هم باید زندگی خودش را داشته باشد. گوشه گیریش باعث می شود در چشم دیگران فردی فاقد اعتمادبه نفس به نظر برسد که البته همین خصوصیت برخی دختران را تحریک می کند که نقش یک مراقب و ناجی را برای این فرد ایفا کنند. این دختران مانند مادری که برای فرزندش دلسوزی می کند، با او رفتار می کنند اما باید آگاه باشند فردی را برای همسری انتخاب کرده اند که اصلا نیازی به آن ها ندارد. معمولا دخترانی که شخصیت حمایت کننده دارند، جذب مرد منزوی می شوند، زیرا از کمک کردن و حمایت از او لذت می برند.
این ارتباط آنقدر پیش می رود که خود این دختران پیشنهاد ازدواج می دهند و معمولا این مرد که در امور ارتباطی به صورت منفعل عمل می کند، گاهی بدون انگیزه جدی با این خواسته موافقت می کند. شروع و پایان رابطه هیچ تاثیری بر این مرد ندارد. در بسیاری از افراد شروع ارتباط در آنها شوق ایجاد می کند اما برای این فرد آغاز ارتباط هیچ هیجانی ندارد. بهتر است زنان مراقب این موضوع باشند که درست است که دلسوزی و حامی بودن شان باعث جذب می شود ولی باید بدانند که هیچ وقت این فرد از پیله انزوای خودش خارج نمی شود و آنها هیچ وقت نمی توانند او را تغییر دهند و تاثیری جدی روی او بگذارند.
و اما بعد ازدواج …
اما حالا که همــسر شدهاید و این رفتار برایتان آشکار شده است، چه باید بکنید؟ واقعبین باشید، همانطور که شما به عادات معروف خود خو گرفتهاید؛ همسرتان نیز برایش سخت خواهد بود تا از بسیاری از این رفتارها دست بکشد. اگر از اجتماع و حضور در میان جمع لذت میبرید و همسرتان اینگونه نیست و این عــمل شما را هم نمیپسندد باید چارهای بیندیشید تا او هم با شما کنار بیاید. مثلاً گــاهی به خاطر او از مهمانی دست بکشید و به او یادآوری کنید آنقدر برایتان مـهم است که خواستهاش را محترم میدانید و در مقـابل از او بخواهید در بـرخی زمانها و به فراخور حال و وقت با شما همراهی کند؛ حتــی اگر دوست نداشته باشد. گــاهی لازم است به خــاطر هم از خیــلی چیـــزها دست بکشید. پس چــه بهتر که از دوران عقــد شروع کنید و به هم نشان دهید چقدر بــه سعـادت زندگیتـان اهمیـت میدهید. گاهی این رفتارها با دلیل خاصی ظاهر میشود، مثلاً ممکن است کسی به دلیل خجالت از طرز حرف زدن یا بیدانشی درباره مسایل مختلف از جمع گریزان باشد یا به دلایلی چون خودنمایی یا ابراز وجود جمـع را دوست داشته باشد و یا عدم اعتماد به نفس او باعث شود تا نداشتههای زنــدگی و شخصیتاش را با مادیات و به رخ کشیدن آن در حضور دیگران جـــبران کند؛ در هر صورت شما در آغاز زندگی مشترک به تمام این موارد پی خواهید برد. تلاش کنید بهترین راه حل را برگزینید و زندگیتان را آنگونه که باید مدیریت کنید.
با مرد منزوی چه کنیم
مردان منزوی | با همسری که اجتماعی نیست چه کنیم
منبع: سلامت نیوز/باشگاه همسران جوان/ایران ویچ/بیتوته



