سه شنبه 6 آبان 1399

متن تسلیت شهادت حضرت رقیه

تسلیت شهادت حضرت رقیه

امروز با متن های جدید تسلیت به مناسبت شهادت دردانه ی امام حسین (ع) اومدیم … اگه به دنبال متن تسلیت به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س) دختر امام حسین (ع) که در واقعه ی عاشورا توسط یزیدیان اسیر شد و در شام و ماه صفر مظلومانه و غریب به شهادت رسید هستید باید بهتون بگم از بین بهترین و زیباترین متن ها براتون جمع آوری و گلچین کردیم … که امیدوارم براتون مفید بوده باشه بنده هم به نوبه ی خودم ایام سوگواری شهادت دختر ۳ ساله امام حسین (ع) حضرت رقیه رو تسلیت میگم … لطفا نظرات و پیشنهادات و انتقادات خودتون رو برامون بفرستین

متن تسلیت شهادت حضرت رقیه س

عکس پروفایل اربعین

محبتّت خجلم کرده، عمّه! دست بدار
برای زلف به خون شسته، شانه لازم نیست
به کودکی که چراغ شبش، سر پدر است
دگر چراغ به بزم شبانه لازم نیست

دست‏هایت کوچک بودند برای به آغوش کشیدن صبر و سختی. اما تو چقدر سربلند بیرون آمدی از دردها و دلتنگی‏ها! صبر را از چه کسی به ارث برده بودی، نمی‏دانم! اما ایمان، هم‏پای تو بزرگ شده بود.

ای عمه بیا تا که غریبانه بگرییم
رو از وطن و خانه، به ویرانه بگرییم
پژمرد گل روی تو از تابش خورشید
در سایه نشینیم و به جانانه بگرییم

ای شام! ای پیچیده در حرارت عصیان! محکم‏تر بزن این تازیانه‏های پی در پی را که فردا از جای تازیانه‏ها، هزاران بهار جوانه خواهد زد. خرابه‏هایت، آرامگاه ملایکی‏ست که بر دیواره‏های ویرانِ شرم سر می‏کوبند
می‏روی و کوچکی دنیا را به طالبانش وامی‏گذاری. اندوهت را بر صورت خرابه می‏پاشی و می‏گذری تا به لبخندی ابدی بپیوندی

پدر آمد دل شب گوشه ویرانه به خوابم
ریخت از دیده بسی بر ورق چهره گلابم
گفت رویت ز چه نیلی شده زهرای سه ساله
مگر از باغ فدک بوده به دست تو قباله

امروز یزید! هر چه دلت خواست ستم کن
زیرا تو امیری من مظلومه اسیرم
در محکمه ی عدل خدا نگذرم از تو
آنجا تو اسیری من مظلومه امیرم

مجنون رقیه! چه هراس از سخن خلق
چون خالق این خلق گرفتار رقیه است
ما رهروی عشقیم و شهادت هنر ماست
چون آخر این ره سوی دیدار رقیه است
شهادت حضرت رقیه تسلیت باد

هر چه آمد به سرت من سر نی بودم و دیدم
آن چه را زخم زبان با جگرت کرد شنیدم
تو کتک خوردی و من بر سر نی آه کشیدم
این بلایی است که روز ازل از دوست خریدم
شهادت حضرت رقیه تسلیت باد

با اضطراب آمد و با التهاب رفت / کوچکترین شهیده که غساله‏اى نداشت
وقتى که از بساط گلویش گلایه کرد / آهى به سینه داشت، ولى ناله‏اى نداشت
رفت از شب خرابه و تشییع هم نشد / تنهاترین ستاره که دنباله‏اى نداشت

عمه جان باغ ولایت ثمر آورده برایم
عوض میوه نایاب سر آورده برایم
سر باباست که خون جگر آورده برایم
صورت غرقه به خون از سفر آورده برایم

متن و عکس تسلیت شهادت حضرت رقیه

ای شام! ای پیچیده در حرارت عصیان!
محکم‏تر بزن این تازیانه‏ های پی در پی را که فردا از جای تازیانه‏ ها،
هزاران بهار جوانه خواهد زد. خرابه‏ هایت،
آرامگاه ملائکی‏ست که بر دیواره‏های ویرانِ شرم سر می‏کوبند


جرم او را کسی نمی‏دانست
جرم پروانه را نمی‏دانندآن‏چه مردم شنیده می‏گویند
رسمِ جانانه را، نمی‏دانند
چشم‏ها را گشوده، می‏نالید
در فضای غریبِ ویرانه مثل شمعی که اشک می‏ریزد
در سکوت حزینِ یک خانه

بود در شام میان اسرا
طفلى از هجر پدر نوحه سرا
خردسالى به اسارت در بند
مرغ بشکسته پرى پا به کمند
کودکى دستخوش محنت و رنج
جاى بگزیده به ویرانه چو گنج
یک گل دیگر از آن گلشن عشق
رفت در خاک و خزان شد به دمشق

ﮔـﺎﻫﯽ ﮐﻪ ز ﻣﻦ زﻣـﺎﻧﻪ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮدد
ﯾـﺎ ﮔﺮﯾﻪ و ﻧـﺎﻟﻪ ﺑﯽ اﺛﺮ ﻣﯽﮔﺮدد
و ز ﻏﻢ، دل ﺧﺴـﺘﻪ، ﺷـﻌﻠﻪ ور ﻣﯽﮔﺮدد
ﺑـﺎ ﻧـﺎم رقیه ، ﺷـﺒﻢ ﺳـﺤﺮ می گردد

آنکو در این مزار شریف آرمیده است/ام البکا رقیه محنت کشیده است
اینجا ز تاب غم دل زینب شده است آب/بس ناله یتیم برادر شنیده است
اینجا ز پا فتاده و او را ربوده خواب/طفلی که روی خار مغیلان دویده است
یارب به جز رقیه کدامین یتیم را/سر تسکین بدیدن سر از تن بریده است

ای عمو از عاشقان جا مانده ام/وادریغا من به دنیا مانده ام
اکبرت رفته من اما مانده ام/کاروان رفته است و تنهایم عمو


که دیده است که جوجه کبوتری توفان‏ زده را تیر و کمان حواله کنند؟
آه، رقیه ! بال‏های سوخته را طاقت سنگ نیست. لب‏های تشنه ‏ات را خاک پاشیدند و چشمان به اشک نشسته ‏ات را آشنای تازیانه ‏ها کردند.
خدایا! حجم این همه تاریکی را کدام خورشید، روشن می‏تواند کرد؟
فریاد جگرخراشت را در خشت خشت خرابه‏ های شام مویه می‏کنم و وسعت رنجت را با کوه‏ها در میان می‏گذارم. غبار اندوهت را هیچ بارانی نمی‏توانده شست.

ثانیه‏ های محنت‏ بارت، صفحات خیالم را می‏ سوزاند.
بر کتیبه ‏های سوخته می‏نویسمت و وجدان‏های بیدار جهان را به قضاوت می‏طلبم.
ناله‏ های کودکی‏ات، خاطر بادها را پریشان کرده است.
قناریان تنها، تاریک خرابه را به یاد می‏ آورند و می‏گریند.
پنجره‏ ها، کابوس‏های سیاهت را تب می‏ کنند.
خارها، پاهای برهنه‏ ات را جگرریش می‏ کنند.
می‏روی و کوچکی دنیا را به طالبانش وامی‏گذاری. اندوهت را بر صورت خرابه می‏پاشی و می‏گذری تا به لبخندی ابدی بپیوندی

متن تسلیت شهادت حضرت رقیه س

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.