پنج شنبه 23 آبان 1398
صفحه اصلی / علمی فرهنگی هنری / مناسبتها در ایران و جهان / تاریخ شهادت امام حسن مجتبی در سال 98 | وفات پیامبر

تاریخ شهادت امام حسن مجتبی در سال 98 | وفات پیامبر

امام حسن مجتبی : ۵ آبان رحلت رسول اکرم؛شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام [ ٢٨ صفر ] میباشد. به همین مناسبت با پیام هایی برای تسلیت و اشعاری درباره امام حسن مجتبی در خدمت شما هستیم. با ما همراه باشید.

 

دشمن امام حسن

تاریخ شهادت امام حسن مجتبی

 

شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

ابن ابی الحدید می نویسد: «چون معاویه خواست برای پسرش یزید بیعت بگیرد، اقدام به مسموم نمودن امام مجتبی(ع) کرد، زیرا معاویه برای گرفتن بیعت به نفع پسرش و موروثی کردن حکومتش مانعی بزرگ تر و قوی تر از حسن بن علی(ع) نمی دید، پس معاویه توطئه کرد، آن حضرت را مسموم نمود و سبب مرگش شد.»

در این توطئه، بیش ترین نقش را مروان بن حکم که فرماندار مدینه بود ایفا کرد. وقتی معاویه تصمیم بر این جنایت هولناک گرفت، آخرین مرتبه، طی نامه ای سری از مروان فرماندار خویش خواست تا در مسمومیت حسن بن علی(ع) سرعت گیرد و آن را در اولویت قرار دهد.

 

مروان جهت اجرای این توطئه مامور شد با جعده دختر اشعث همسر امام مجتبی(ع) تماس برقرار کند. معاویه در نامه اش نوشته بود که جعده یک عنصر ناراضی و ناراحت است و از جهت روحی می تواند با ما همکاری داشته باشد و سفارش کرده بود که به جعده وعده دهد بعد از انجام ماموریتش او را به همسری پسرش یزید درخواهد آورد و نیز توصیه کرده بود صد هزار درهم به او بدهد.

امام صادق(ع) فرمود: جعده -لعنه الله علیها- زهر را گرفت و به منزل آورد. آن روزها امام مجتبی(ع) روزه داشت و روزهای بسیار گرمی بود، به هنگام افطار خواست مقداری شیر بنوشد، آن ملعون زهر را در میان آن شیر ریخته بود، به مجرد این که شیر را آشامید، پس از چند دقیقه امام(ع) فریاد برآورد:

 

«دشمن خدا! تو مرا کشتی، خداوند تو را نابود کند. سوگند به خدا! بعد از من بهره و سودی (خوشحالی) برای تو نخواهد بود. تو را گول زدند و مفت و رایگان در راستای اهدافشان به کار گرفتند. سوگند به خدا معاویه تو را بیچاره و بدبخت نمود و خود را خوار و ذلیل کرد.»

امام صادق(ع) در ادامه سخنان خود فرمودند: «امام مجتبی(ع) بعد از این که جعده او را مسموم کرد، دو روز بیش تر باقی نماند و از دنیا رفت و معاویه هم بدانچه وعده کرده بود وفا ننمود.»

 

در آخرین روزهای وفات پیامبر(ص) چه گذشت؟

درباره زندگانی، سیره زندگانی و اخلاقی و اتفاقاتی که در زمان حیات آن‌ حضرت اتفاق افتاد، زیاد سخن گفته شده است. اما یکی از مباحث و اتفاقاتی که شاید کمتر به آن پرداخته می‌شود اتفاقات روزهای آخر عمر شریف و مبارک رسول مکرم اسلام (ص) است که شاید بی‌توجهی به این اتفاقات مسیر تاریخ اسلام را عوض کرد و پس از آن شاهد رخدادهای ناگوار در تاریخ اسلام بعد از رحلت آن حضرت هستیم. در این فرصت بخشی از این وقایع به ویژه وصیت ارزشمند و بسیار مهم ایشان را مرور می‌کنیم.

پیامبر (ص) شبِ پیش از بیماری شدیدشان در حالی که دست حضرت علی(ع) را گرفته بودند، همراه جماعتی برای طلب آمرزش به قبرستان بقیع رفتند و برای اهل قبور درود فرستادند و برای آنان طلب استغفار طولانی کردند. آنگاه به علی(ع) فرمودند: «جبرئیل هر سال یک مرتبه قرآن را بر من عرضه می‌کرد؛ ولی امسال دو مرتبه این امر صورت گرفته است و این دلیلی ندارد مگر این‌که اجل من نزدیک باشد. » پس به علی(ع) گفت: «اگر من از دنیا رفتم، تو مرا غسل بده. » در روایت دیگر آمده است که «فرمودند: به هر کسی وعده‌ای دادم، باید آن را بگیرد و به هر کسی دِینی دارم، باخبرم سازد.

پیامبر(ص) که گویا از حرکات زننده برخی از زوجات و صحابه خود و تخلف برخی از یاران ناراحت شده بودند، برای پیش‌گیری از بدعت‌ها فرمودند: «ای مردم، آتش فتنه شعله‌ور شده و فتنه‌ها مانند پاره‌های شب تاریک، رو آورده و شما هیچ دستاویزی علیه من ندارید؛ زیرا من حلال نکردم مگر آن‌چه قرآن حلال دانسته و حرام نکردم مگر آن‌چه قرآن حرام داشته است. » پیامبر(ص) پس از این هشدار به منزل “ام‌سلمه” رفت و دو روز در آن‌جا ماند و گفتند خدایا تو شاهد باش که من حقایق را ابلاغ کردم. سپس پیامبر(ص) به منزل رفت و جماعتی به حضور طلبید و گفت: «مگر به شما امر نکردم که با جیش «اسامه» بروید؟ چرا نرفتید؟ » ابوبکر گفت: رفتم؛ ولی دوباره برگشتم تا تجدید عهد کنم. عمر گفت: نرفتم؛ چون نمی‌توانستم منتظر باشم تا حال شما را از کاروانیان بپرسم.

رسول خدا (ص) از تخلف آنان سخت ناراحت شدند و با همان حال کسالت به مسجد رفتند و خطاب به اعتراض‌کنندگان فرمودند: این چه سخنی است که درباره فرماندهی «اسامه» می‌شنوم شما پیش از این به فرماندهی پدرش هم طعنه می‌زدید به خدا سوگند او برای فرماندهی لشکر سزاوار بود و فرزندش اسامه نیز برای این کار شایسته است. رسول خدا (ص) در بستر بیماری مرتبا به عیادت کنندگان خود به طور مرتب می‌فرمود، سپاه اسامه را حرکت دهید.

سپس پیامبر(ص) بیهوش شدند و تمام زنان و کودکان می‌گریستند. لحظاتی بعد پیامبر(ص) به هوش آمدند و دستور دادند که برایشان قلم و دواتی بیاورند تا برایشان چیزی بنویسند که پس از آن هرگز گمراه نشوید در این میان برخی به دنبال آوردن صحیفه و دوات رفتند که عمر گفت: بیماری بر پیامبر(ص) چیره گشته است، «ارجع فانه یهجر» برگرد؛ زیرا او هذیان می‌گوید. قرآن نزد شماست، کتاب خدا برای شما کافی است. حاضران بعضی با نظر عمر مخالفت کردند و بعضی دیگر جانب او را گرفتند رسول خدا(ص) از اختلاف و سخنان جسارت‌آمیز آنان سخت ناراحت شد و فرمود: «برخیزید و از من دور شوید».

 

پیامک شهادت امام حسن مجتبی (ع) و رحلت پیامبر

داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم
لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم
یا ایّها الرّسول بدون دعای تو
از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم

***********************************************

آه و واویلا، که چشمان پیمبر بسته شد
باب وحی و خانۀ زهرای اطهر بسته شد
دست فتنه، باز شد بازوی حیدر بسته شد
هم عزای مصطفی، هم غربت شیرخداست

***********************************************

چشم اهل دل از گریه خونبار است / حضرت مهدی امشب عزادار است
خاک غم امروز بر فرق عالم شد / سینه شیعه دریای ماتم شد

اهل عالم عزای خاتم الانبیاست / همه جا کربلای خاتم الانبیاست
زین بلای عظیم گشته امت یتیم / السلام علیک، یا رسول الله

***********************************************

ای مدینـه دگـر مصطفی نداری / ناله کن که شده وقت سوگواری
اشک زینب از دیده می‌ریزد / آتـش از بیت فاطمه خیزد

***********************************************

دریای اشک، ملک خداوند سرمد است
بــاور کنیــد روز عــزای محمّد است
وفات حضرت محمد (ص) تسلیت باد

***  تاریخ شهادت امام حسن مجتبی ****

با وفات احمد زنده شد جهالت
ز آتش ستم سوخت گلشن عدالت
نخله دین را به تبر شکستند
ثمر بریدند و شجر شکستند

رحلت پیامبر اکرم (ص) و امام حسن مجتبی (ع) و آفتاب هشتم امامت
حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)
تسلیت باد

***********************************************
اى خاتم مهربانى و عشق! سلام بر تو که گام هاى مهتابى ات
شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند
اللهم صل علی محمد و آل محمد

***********************************************
مدینه شد ز داغ مصطفى بیت الحزن امشب
فضاى عالم هستى بود غرق محن امشب
مکن اى آسمان روشن چراغ ماه را کز کین
چراغ لاله شد خاموش در صحن چمن امشب

***********************************************

آرامگاه امام حسن

امام حسن مجتبی همسر

شعر رحلت پیامبر ( ص )

از سوزِ تب توانی به پیکر نداشتی
فکری به غیر فاطمه در سر نداشتی

یادِ خدیجه می کنی و آه می کشی
یعنی که تاب دوریِ همسر نداشتی

بعد از غدیر و توطئه هایِ منافقین
دلشوره جز غریبی حیدر نداشتی

می خواستی سفارش حقِ علی کنی
امّا چه فایده که تو یاور نداشتی

عمری برای این که هدایت شوند خلق
در سینه غیر یک دلِ مضطر نداشتی

وقتی صدایِ فاطمه آمد که سوختم
در عرش می شنیدی و باور نداشتی

رفتی از این دیار وَ اِلّا به یک نفس
تابِ صدایِ نالۀ دختر نداشتی

مسمار داغ بود و لب از سینه بر نداشت
آنجا مگر بهشت مُعطّر نداشتی

پنجاه سالِ بعد مشخص شود چرا
از روی سینه جسمِ حسین بر نداشتی

وقتی عدو محاسن او را گرفته بود
ز ره رسیدی عمّامه بر سر نداشتی

زینب نیابتاً ز تو بوسید آن گلو
زیرا که تابِ بوسه حنجر نداشتی

 (قاسم نعمتی)

***********************************************

شعر شهادت امام حسن مجتبی

ای مادری ترین پسر فاطمه، حسن!
ای مجتبی ترین ثمر فاطمه، حسن !

آن مقتدا که هیچ کَسَش اقتدا نکرد
با اینکه هست تاج سر فاطمه، حسن!

وقتی که در مدینه غریبش گذاشتند
یعنی شکست بال و پر فاطمه، حسن!

حتی صدای تو به سپاهت نمی رسید
یعنی شکسته شد کمر فاطمه، حسن!

روزی که مادر تو به کوچه ز پا فتاد
چشم تو دید درد سر فاطمه، حسن!

در ناله ها و نافله های شبش کسی
چون تو ندید چشم تر فاطمه، حسن!

در بین اهل بیت، خدایی خودت بگو
مثل تو کیست خونجگر فاطمه، حسن!

چون تو کسی که چادر خاکی ندیده است
ای قامتت عصا به بر فاطمه، حسن!

سیلی به پیش چشم تو بر مادرت زدند
دیوار بود و زخم سر فاطمه، حسن!

زهرا اگر که شد سپر مرتضی علی
آری تویی، تویی سپرِ فاطمه، حسن!

الحق که از حسین تو هستی غریب تر
این غربت است، در نظر فاطمه، حسن!

یک یار هم کنار تو روز وفا نماند
در غربتی تو هم اثر فاطمه، حسن!

یک عمر خونِ دل ز گلویت به تشت ریخت
ای پاره پارۀ جگر فاطمه، حسن!

(محمود ژولیده)

شهادت امام حسن

تاریخ شهادت امام حسن مجتبی

 

تاریخ شهادت امام حسن مجتبی در سال 98 | وفات پیامبر

 

 

منبع : باشگاه خبرنگاران جوان / حوزه / مشرق نیوز / ایسنا

این مطالب را نیز ببینید!

واپسین نفس هاى مهربان

مردى از دنیا مى رود که دنیا، چشم انتظارش بود تا بیاید و دایره نبوت …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*******