شنبه 29 دی 1397
صفحه اصلی / کودک / نکات تربیتی کودکان / کودک دیر آموز | برخورد صحیح با کودک دیر آموز

کودک دیر آموز | برخورد صحیح با کودک دیر آموز

کودک دیر آموز | برخورد صحیح با کودک دیر آموز
به این مطلب امتیاز دهید

کودک دیر آموز : چگونه با کودک دیر آموز برخورد کنیم ؟ علائم کودکان دیر آموز چیست ؟ در اینجا با مقاله ای درباره نکات تربیتی کودکان ، برخورد مناسب با کودکان دیر آموز در خدمت شما هستیم. با ما همراه باشید.

 

 

درمان بچه های دیر آموز

اموزش ریاضی به کودکان دیر اموز ، کودک دیر آموز

 

 

با دیرآموزان چگونه برخورد کنیم

کودک دیرآموز، کودکی است که توانایی یادگیری مهارت‌های تحصیلی ضروری را دارد، اما میزان و عمق یادگیری‌اش نسبت به متوسط همسالانش کمتر است.

 

این کودکان دارای بهره هوشی بین ۷۰ تا ۸۵ هستند و به علت رشد ذهنی کم قادر به فراگیری مطالب و حل مسائل همانند افراد عادی و هم سن و سال‌های خود عمل نمی‌کنند. در واقع نمرات آزمون هوش کودکان دیرآموز بالاتر از آن است که این کودکان را در ردیف کودکان عقب‌مانده ذهنی قرار بدهیم و پایین‌تر از آن است که آنها را با گروه کودکان دارای توانایی یادگیری نرمال مقایسه کنیم.

 

به‌طور کلی خانواده‌ها در تشخیص و شناسایی کودکان دیرآموز با مشکلاتی مواجه هستند، به این دلیل که آنها معمولا در ظاهر مشکلی ندارند. در بسیاری از موقعیت‌ها رضایت‌بخش عمل می‌کنند و تشخیص این امر بیشتر مواقع تا رفتن به مدرسه به طول می‌انجامد و می‌تواند کمک‌رسانی به کودک دیرآموز و خانواده او را اندکی دشوارتر کند. هرچند با ورود این کودکان به مدرسه تشخیص این مساله ممکن است و می‌توان این کودکان را در کلاس درس با این ویژگی‌هایی مثل ناتوانی در درک مفاهیم انتزاعی، محدود بودن دامنه معلومات عمومی، همچنین محدود بودن خزانه لغت نسبت به سایر همسن‌ و سال‌ها، کند بودن روند یادگیری نسبت به سایر کودکان، مشکلات اساسی در خواندن و فهم کتاب‌های درسی، نداشتن اعتماد به نفس و نداشتن توجه و تمرکز کافی و… تشخیص داد.

 

پیشرفت کودکان دیرآموز در گرو حمایت‌های خانواده

یکی از مهم‌ترین عوامل تاثیرگذار بر پیشرفت و یادگیری کودکان دیرآموز برخورد خانواده، مدرسه و جامعه کودک است. در واقع اساسی‌ترین نقش را در درجه نخست خانواده ایفا می‌کند. والدین نقش مهمی در یادگیری، افزایش مهارت‌ها و موفقیت در موقعیت‌های مختلفی که کودکان در آینده و بزرگسالی قرار خواهند گرفت، دارند. چند نکته اساسی وجود دارد که خانواده کودکان دیرآموز باید به آن توجه کنند. آنها در درجه نخست باید اطلاعات کافی در زمینه نحوه رفتار با این کودکان را داشته باشند، تا به پشتوانه آن شناخت بیشتری در مورد شرایط فرزندشان کسب کنند و بتوانند به صحیح‌ترین شیوه ممکن با کودکان خود رفتار کنند.

 

باید به این نکته مهم توجه کرد که کار و تمرین با کودکان دیرآموز باید مستمر باشد و محدود به ساعت کلاس درس در مدرسه نباشد. آنها باید به شکل جبرانی در منزل با او کار کنند و به این مساله توجه داشته باشند که این کودکان با وجود شکست‌های‌شان در امور تحصیلی نباید در خانواده تحقیر شوند؛ زیرا این امر کودک را نسبت به یادگیری بی‌انگیزه می‌کند و اعتمادبه‌نفس کودک را از او می‌گیرد.

 

کودک دیرآموز را ملامت نکنید

نکته مهم دیگر این است که کودکان دیرآموز اغلب مجبور هستند در مدارس عادی آموزش ببینند؛ به همین دلیل است که علاوه‌بر خانواده، مسئولان مدارس و به ویژه معلمان هم باید توانایی و مهارت ویژه‌ای در تشخیص، برخورد و آموزش این کودکان داشته باشند، تا با شناسایی درست و به موقع آنها عواقب احتمالی غفلت از این کودکان کاهش یابد. باید توجه داشت که این گروه از کودکان در مدرسه به سختی درس می‌خوانند و حضور در مدرسه و ارتباط با کارکنان مدرسه را یک تجربه آزار دهنده تلقی می‌کنند.

 

در ‌نتیجه در آموزش آنها باید نکاتی را در نظر گرفت تا بتوانند در مدارس عادی به تحصیل‌شان ادامه دهند. یکی از نکات این است که معلم در برخورد با این دانش‌آموزان باید با صبوری رفتار کند و آزادشان بگذارد و به دلیل عملکردهای ضعیف‌شان فرصت کسب تجربه و یادگیری را از آنها نگیرد. به آنها فرصت بدهد کارهایشان را خودشان انجام دهند، حتی اگر زمان بیشتری نسبت به همکلاسی‌ها برای انجام امورشان داشته باشند. نکته بسیار مهم این است که آنها را به علت ناتوانایی‌هایشان ملامت نکنند، زیرا برخی از معلمان بدون توجه به محدودیت توانایی‌های ذهنی این گروه از دانش‌آموزان، آنها را سرزنش و با دیگران مقایسه می‌کنند. چنین برخوردهای موجب شکست و دلزدگی بیشتر آنها نسبت به تحصیل و یادگیری می‌شود و آسیب‌های جدی به روح و روان کودک می‌زند که این ممکن است، آنها را در آینده با مشکلات جدی در پذیرش نقش‌های مختلف در زندگی‌شان روبه‌رو کند.

 

در این میان فرد دیرآموز فاقد عقب‌ماندگی ذهنی، اما دارای محدودیت در یادگیری است. این یک واقعیت است که موفقیت تحصیلی در مدرسه محصول مشترک توانایی ذهنی و خواستن است. سن عقلی دانش‌آموزان دیرآموز از سن شناسنامه‌ای آنها کمتر است که این اختلاف عبارت از حداقل سن شناسنامه‌ای آنهاست. به‌عنوان مثال سن عقلی یک دانش‌آموز ۱۰ساله دیرآموز تقریبا بین هفت سال و شش ماه تا هشت سال و شش ماه است.

 

روند افزایش سن عقلی در دانش ‌آموزان عادی مطابق با افزایش سن شناسنامه‌ای است، اما در دانش‌آموزان دیرآموز به ازای هر سال که بزرگ‌تر می‌شوند، حدود ۱۰ ماه به سن عقلی آنها افزوده می‌شود و این نکته مهمی است که معلم دانش‌ آموز دیر آموز، از ارفاق نمره خودداری کند، زیرا از یک طرف در پایه بالاتر فرد دچار مشکلات شدیدتر می‌شود. همین ‌طور معلم پایه بالاتر، ضمنا دانش ‌آموز پیش نیازهای پایه بالاتر را کسب نکرده است. از طرف دیگر تکرار یک پایه باعث افزایش سن عقلی و آمادگی بیشتر دانش ‌آموز می‌شود.

 

 

راهکار برای دانش آموزان ضعیف

علت دیر یاد گرفتن

 

 

ویژگی های عاطفی کودکان دیر آموز :

نگرش کودکان دیر آموز، به مدرسه و تحصیل معمولا منفی است. تعداد غیبت های آنان بیشتر است و در بسیاری از موارد از سوی معلم و همکلاسان خود طرد می شوند. این نگرش منفی نسبت به کودکان دیر آموز در کلاس سوم تا پنجم بیشتر است شاید به این دلیل که آن ها مشکلات سازگاری بیشتر دارند. گاهی این دانش آموزان تعارض های اجتماعی خود را به شکل پرخاشگری نشان می دهند چرا که در هنگام مواجهه با بحران های بین فردی و شخصی ساز و کار های ناکارآمدی برای مقابله در پیش می گیرند.

 

دیر آموزان انگیزه بالایی ندارند و همین امر موجب درماندگی، ناامیدی و پایین آمدن عزت نفس آن ها در مدرسه می شود. تجربه شکست مکرر در کلاس، فقدان هدف برای آینده، نگرش منفی همکلاسان و روش های نادرست آموزش، رشد انگیزه تحصیلی این کودکان را به شدت کاهش می دهد. این کودکان از مشکلات رفتاری خود آگاه نیستند و نمی توانند عواطف خود را به طور مناسب ابراز کنند. از کشف مشکل آن ها ناتوانیم و آموزش های لازم را در برخورد با این کودکان ندیده ایم.

 

* دانش آموزان با ناتوانی یادگیری چه کسانی هستند:

کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری گروهی از کودکانی هستند که ظاهر طبیعی دارند و رشد جسمی و قد وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است، هوششان در حد متوسط می باشد به خوبی صحبت می کنند و مانند سایر کودکان بازی کرده و با دیگران ارتباط برقرار می نمایند در خانه کارهایی را که والدین به آن ها واگذار می کنند به خوبی انجام می دهند در مهارت های خودیاری نیز مشکل بسیار مشخص و چشمگیری ندارند. اما در مهارت های تحصیلی با مشکل بسیار مشخص و چشم گیری ندارند. اما در مهارت های تحصیلی و درسی و مفاهیم پیشرفت تحصیلی با مشکل روبرویند.

 

این کودکان در ابتدا با همسالان خود چندان تفاوتی از نظر درسی ندارند اما به تدریج و با افزایش پیچیدگی دروس این فاصله بیشتر خواهد شد توانمندی آن ها در یادگیری مطالب به طور قابل ملاحظه ای با دیگر همسالان متفاوت است و یادگیری مهارت های آموزشگاهی مانند خواندن و نوشتن و حساب کردن به شیوه معمول در مدارس بر ایشان دشوار می باشد این مشکل معمولا بعد از آنکه کودک مدتی در مدرسه مشغول تحصیل می شود ظاهر می گردد.

 

این کودکان در ابتدا اطمینان کافی به پیشرفت تحصیلی خود دارند به تدریج در می یابند که کودکان دیگر نسبت به آن ها از وضعیت تحصیلی بهتری برخوردارند عدم شناخت این دانش آموزان از سوی معلم و اولیا تاثیرات بدی را به لحاظ فردی و اقتصادی و اجتماعی روی دانش آموزان و اولیا و جامعه می گذارند. احساس عدم توانایی در این گونه دانش آموزان به کار بردن روش های منسوخ گذشته از سوی مدرسه و اولیا ( فشار ها، تحقیرها، سرزنش های مقایسه ای ناروا ) موجب عدم اعتماد به نفس، احساس تحقیر و افسردگی و نهایتا مردودی و ترک تحصیل را همراه دارد.

 

کودکان دیر آموز * راه چاره

مسلم است که کار با دانش آموزان دیرآموز باید دور از نگرش منفی و تعصب صورت بگیرد. باید این نگرش در جامعه آموزشی و خانواده ایجاد شود که دیر آموزان متعلق به جامعه عادی هستند و استثنایی تلقی نمی شوند. به عبارت دیگر اگر یک کودک دیر آموز در نظام آموزشی درست نبیند و سرانجام با بر چسب استثنایی وارد مراکز ویژه شود نشان دهنده ناکارآمد بودن روش آموزشی است. والدین باید نقش خود را به عنوان معلمان طولانی مدت کودک، بپذیرند و پذیرفتن این نقش مستلزم آن است که بین خانه و مدرسه همکاری و ارتباط بیشتر و فعالتری ایجاد شود. بنابراین معلمان این دانش آموزان باید آموزش مناسب و دوره های مربوطه را بگذرانند و دارای شناخت کافی از کودکان و نحوه ارتباط با خانواده های آنان باشند.
در حال حاضر بهترین کمک به این کودکان آن است که: خانواده ها به طور موثر با معلم همکاری کرده و معلم از این همکاری استقبال کند.

 

این کودکان در کلاس هایی قرار گیرند که دارای دانش آموز کمتری باشد تا معلم بیشتر به آموزش انفرادی بپردازد و به تدریج کودک را درگیر فعالیت های گروهی و دروس جمعی نماید. پیشرفت این کودکان به صورت هفتگی ثبت شود در این صورت نیاز از وجود یک مشاور کمک گرفته شود.

 

کودکان دیر آموز * این پیام کودکانی است که از ناتوانایی یادگیری رنج می برند:

کاش : برای آموختن به من به راهنمایی شفاهی و آموزش کلامی بسنده نکنی،من نیازمند رهبری عملی توام.

 

کاش : مرا آزاد بگذاری و از کندی حرکاتم ناشکیبا نشوی و به خاطر عملکرد ناشیانه ام فرصت کسب تجربه و یادگیری را از من سلب نکنی.

کاش : در آموزش به من در انتظار معجزه نباشی تا از کوشش و مبارزه در آموختنم مایوس نشوی.

 

کاش : به من فرصت بدهی تا کارهایم را خود انجام دهم و آهنگ کند رفتارم را پذیرا باشی و به تعجیل وادارم نکنی.

کاش : صبورانه بگذاری میزان سرعتم را خود تعیین کنم تا بدانی در پناه صبر تو خواهم آموخت.

کاش : مرا سرزنش نکنی که من به علت عدم توانایی مستحق ملامت نیستم و اندک پیشرفتم را مقدمه پیشرفت دیگر تلقی کنی.

 

 

درمان هوش مرزی

علل دیر آموزی

 

کودک دیر آموز | برخورد صحیح با کودک دیر آموز

 

 

منبع: معاونت آموزش و پرورش عمومی استان اردبیل / آرمان / بیتوته / تبیان

دیدگاهتان را بنویسید