• magazin.aspx?id=149810

    ساخت جعبه کادویی زیبا برای هدیه روز مادر

  • magazin.aspx?id=149475

    بازگشت مهران مدیری «با شب‌های برره 2» به تلویزیون

  • magazin.aspx?id=19755

    پیشنهادهایی برای هدیه روز مادر

  • magazin.aspx?id=148106

    بازیگر چینی سریال پایتخت دوست دارد همسرش ایرانی باشد

  • magazin.aspx?id=148588

    ساخت عروسک هاي با نمك با جوراب

  • magazin.aspx?id=148897

    اولین گفتگوی خانوادگی نرگس محمدی

پر بازدیدترینها

شعرهای منتخب فاضل نظری

مسیر فعلی شما : شعر و ترانه --->شعرهای منتخب فاضل نظری       
iranbanou.com
کاربران گرامی:شما میتوانید سوالات پزشکی خود را از  متخصصین ایران بانو در بخش مشاوره پزشکی بپرسید.

 

اشعار فاضل نظری, شعرهای زیبا

 بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

بی هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق
وسکوت تو جواب همه مسئله هاست
شعر از  فاضل نظری

فاضل نظری, اشعار عاشقانه

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!
شعر از :آقای فاضل نظری

فاضل نظری, اشعار عاشقانه

بعد از این بگذار قلب بیقراری بشکند
گل نمی روید.چه غم گر شاخساری بشکند

باید این آیینه را برق نگاهی می شکست
پیش از آن ساعت که از بار غباری بشکند

گر بخواهم گل بروید بعد از این از سینه ام
صبر باید کرد تا سنگ مزاری بشکند

شانه هایم تاب زلفت را ندارد پس مخواه
تخته سنگی زیر پای آبشاری بشکند

کاروان غنچه های سرخ روزی می رسد
قیمت لبهای سرخت روزگاری بشکند
شعر از:آقای فاضل نظری

فاضل نظری, اشعار عاشقانه

در گذر از عاشقان رسید به فالم
دست مرا خواند و گریه کرد به حالم

روز ازل هم گریست آن ملک مست
نامه تقدیر را که بست به بالم

مثل اناری که از درخت بیفتد
در هیجان رسیدن به کمالم

هر رگ من رد یک ترک به تنم شد
منتظر یک اشاره است سفالم

بیشه شیران شرزه بود دو چشمش
کاش به سویش نرفته بود غزالم

هر که جگرگوشه داشت خون به جگر شد
در جگرم آتش است از که بنالم

منبع:pirekharabat.blogsky.com


 
 
نظرات بازدید کنندگان :هنوز کسی درباره این مقاله نظری نداده است
نظر شما:
 

       

تازه های ایران بانو


تازه های سلامت